تهران را شاید بتوان از روی نقشه شناخت، اما از روی نقشه نمیشود فهمید چرا کوچهای را «کوچه دردار» میگفتند. وحید قلیچ، دروازهبان پیشکسوت پرسپولیس و رکورددار بازیهای دربی، پاسخ این پرسشها را نه از روی کتاب، بلکه از دل همان کوچهها بیرون میکشد ودر فصل دوم برنامه تلویزیونی دروازه تهران روایت میکند.
همشهری آنلاین – ثریا روزبهانی: تهران را شاید بتوان از روی نقشه شناخت، اما از روی نقشه نمیشود فهمید چرا کوچهای را «کوچه دردار» میگفتند. وحید قلیچ، دروازهبان پیشکسوت پرسپولیس و رکورددار بازیهای دربی، پاسخ این پرسشها را نه از روی کتاب، بلکه از دل همان کوچهها بیرون میکشد و برایمان در گفت و گویی صمیمانه با مسعود فروتن، در فصل دوم برنامه تلویزیونی دروازه تهران، روایت میکند. وحید قلیچ در ۲۵ آذر ۱۳۳۶ متولد و در خیابان شهباز بزرگ شد. او در زمین خاکی محلهاش پا به توپ شد و سپس سر از باشگاههای بزرگ درآورد.

«بچه کجایی؟» پاسخ وحید قلیچ را بخوانید: «به دنیا آمده خیابان ری، کوچه دردار هستم؛ جایی که بهاصطلاح به آن ناف تهران میگفتند. کوچه دردار در دل کوچه آبشار بود و قبل از احداث خیابان ری به خندق های شرق شهر متصل بود. این کوچه مسقف و واقعاً در ورود و خروج داشت. ساعت ۸ و نه شب که میشد، به خاطر امنیت بیشتر ساکنان کوچه، در را میبستند و رفت و آمد سخت بود. به همین دلیل به کوچه دردار معروف شد. خدا داییام «علی لطفی» را رحمت کند. او از گردنکلفتهای قدیم و اینقدر سرشناس بود که برایش زنگ زورخانه را میزدند. سه -چهار سالم بود که پدرم را از دست دادم و زیر سایه همین دایی بزرگ شدم. او منزلی برایمان در خیابان شهباز تهیه کرد و من در محله شهباز بزرگ شدم.»
خاطره «ماشیندودی»
در میان خاطرات قلیچ، تصویری از «ماشیندودی» هم هست؛ همان قطار خاکآلود که از بازار راه میافتاد و مقصدش شاهعبدالعظیم حسنی بود: «آن دوران اگر میخواستیم تفریح کنیم با ماشیندودی میرفتیم شاهعبدالعظیم. بیشتر شکل قطار بود و از بازار تا نزدیکی ابنبابویه میرفت و بقیه راه را پیاده طی میکردیم. ظهر پنجشنبهها مادرم ما را میبرد آنجا. هم زیارت اهل قبور بود و هم تفریح. تا عصر سرخاک مینشستیم و دوباره برمیگشتیم. سوار شدن به ماشیندودی نظم و ترتیب داشت. شاگرد راننده یک قران، دو قران میگرفت و مسافران روی صندلی مینشستند. اگر فردی میخواست جلوتر بنشیند، قیمتش بالاتر بود و عقبتر یک مقدار ارزانتر. تا چند سال پیش هم شهرداری منطقه۱۲قسمت کوچکی از همان ماشین را به نمایش گذاشته بود.»

مرام هممحلهایها
به گفته قلیچ، در تهران آن سالها اگر خانهای تلویزیون داشت، همه محل تلویزیون داشت؛ چون صاحب خانه خودش را میزبان میدانست و اهالی را دعوت میکرد شبها پای دستگاه بیایند. قلیچ این خاطره را با نام آقای مجلل، همسایه شمالیشان در محله مسجد شهابی، گره میزند: «یکشبدرمیان از تلویزیون فیلم وسترن پخش میشد و طرفدار داشت. ساعت ۹ شب همه اهالی منتظر بودند خانم یا آقای مجلل بیایند بگویند اگر میخواهید تلویزیون ببینید، بیایید. خودشان هندوانه میگرفتند و قاچ میکردند. خیلی مهماننواز بودند. اگر یک شب یکی از همسایهها نمیآمد، میرفتند سراغش که چرا غیبت داشته. حال و هوای آن دوران اهالی محله با ساکنان امروزش قابل مقایسه نیست. آن روزگار ساعت پنج بعدازظهر خانمها سر کوچه مینشستند و سبزی پاک میکردند یا بافتنی میبافتند. با این دورهمنشینیها همه اهل محل از هم خبر داشتند. برای مثال، مادرم اگر غذای بودار مثل شامی میپخت، به دو خانه اینسو و آنسو میداد و همسایههای جلویی، آقایان نادری و نامی، هم همینطور بودند. انگار همه اهل محل یک قبیله بودیم.»
از زمین خاکی شهباز تا استادیوم آزادی
وحید قلیچ فوتبال را نه از آکادمیهای مدرن که در زمین خاکی محلهشان شروع کرد: «هیچکس من را فوتبالیست نکرد؛ خانوادهام هم اهل ورزش نبودند. اما محله ما، محلهای فوتبالی بود. ما در محلهای بزرگ شدیم که زمین خاکیاش برای خودش حکایتی داشت؛ زمین خاکی «قیایی» پشت مسجد خداداد. زمین قیایی قبلاً یخچال قدیمیای بود که دیگر استفاده نمیشد و به آغل گوسفندان تبدیل شده بود و بعد زمین کشاورزی. ما تو همین فضا فوتبال بازی میکردیم. این زمین به برادران قیایی (اسدالله و فضلالله) تعلق داشت که از پدرشان به ارث برده بودند. این دو برادر دستبهخیر بودند. میفهمیدند ورزش برای جوانها یعنی راه راست، یعنی دوری از کجروی. عصر که میشد، مشباقر آبپاش میآورد و زمین را آب میداد. آقایی هم بود به نام حشمتی که با گچ، ۱۸ قدم را خطکشی میکرد. ما اونجا با میوه، آبخنک و شیر و با عشق، فوتبالیست شدیم. برادرم شوت میزد و من گلری میکردم. آنقدر عالی بودیم که دیگر هیچکس با ما بازی نمیکرد؛ مگر اینکه شرط میکردند مثلاً توپ را با یک دست بگیرم یا برادرم فقط با چپ شوت بزند!»

من از تهران بدون همسایه میترسم
آن استمرار در زمین خاکی، خیلی زود نتیجه داد. وحید قلیچ در ۱۵ سالگی، در تورنمنت بینالمللی تیمهای ملی نوجوانان (جام ارتش خاتم) توسط مربیان بزرگی مثل حشمت مهاجرانی، عباس رضوی و باقر سپهسالاری دیده شد و مسیرش به سوی تیم ملی نوجوانان و سفر به فرانسه باز شد: «من از زمین خاکی به تیم ملی رفتم. بعدش هم برق شیراز من را خواست، اما مادرم به خاطر سن کم من اجازه نداد به شهرستان بروم. تهران ماندم و زیر نظر حسین فکری کار کردم تا به تاج جوانان رسیدم و با آمدن استیلیها و شاگردان مهدی اسفندی به دارایی و سپس پرسپولیس پیوستم.» جامها هم هدیه مالی نداشت: «قهرمان جام باشگاه تهران و جام وحدت ۱۳۶۰ شدیم. بهجای پول، حواله موتور دادند. برای تحویل موتور باید پنجهزار تومان پول پرداخت میکردیم، اما این مبلغ را نداشتیم. به همین خاطر آقای پروین سه بازی پشت سرهم در یک روز در شمال ترتیب داد تا پول موتورها را جور کنیم. همچنین از سال ۱۳۸۰ تا ۱۳۸۵مربی دروازهبانان پرسپولیس بودم و قهرمانانی همچون عابدزاده، فنایی، محمدی، فرشید کریمی و علیرضا حقیقی شاگردان من هستند.»

او از افتخاراتش هم میگوید: «من تنها گلری هستم که دوازده سال دروازهبان پرسپولیس بودم. آن چهارچوب دوازده سال دست من بود و دروازه من باز نشد. در ۱۸۵بازی به میدان رفتم و بیشترین حضور میان دروازهبانان تاریخ این باشگاه را دارم. هنوز هم رکورد دار هستم و تنها گلریام که در ۱۰ دربی بازی کردم و به خوبی چموخم دربی را بلدم. فوتبال، آن سالها، فقط فوتبال بود. بدون حاشیه، بدون پول آنچنانی، فقط عشق بود و بس. من هنوز هم پرسپولیسی اصیلام.»این روزها اما دغدغه و دلنگرانی وحید قلیچ تهران بدون همسایه است! قلیچ میگوید: «خودم هنوز آداب و رسوم همسایهداری را دوست دارم، اینکه هروز با سلام و احوالپرسی با همسایهها روزتان را شروع کنید. اما دیگر از این رفتارها خبری نیست. چرا تغییر کردیم؟ چرا همسایه حال همسایه را نمیپرسد؟ همه گرفتار روزمرهشان هستند و دیگر نمیرسند به دیگری فکر کنند. من از شهر بدون همسایه میترسم.»
تیم رویایی وحید قلیچ
وحید قلیچ وقتی قرار باشد از میان تمام سالهای دور و نزدیک فوتبال ایران، یک «تیم رویایی» برای خودش بچیند، بیتوجه به رنگ پیراهنها و رقابتهای سرخ و آبی، سراغ کسانی میرود که هر کدامشان بهتنهایی یک تاریخ بودند. در این تیم اسطورهها در مستطیل خاطرهها با هم تلاقی دارند. قلیچ وقتی میخواهد این تیم را ارنج کند نه به تاکتیکهای امروزی که به احترام گذاشتن به ستارهها فکر میکند. برای قلیچِ دروازهبان، انتخاب سنگربان سختترین کار دنیاست. او تعارف را کنار میگذارد و قانون خودش را میچیند: «توی هر تیمی رسم بر این است که دو تا دروازهبان ششدانگ باشند. من ناصر خان حجازی را میگذارم و کنارش احمدرضا عابدزاده.» او با این انتخاب، تضاد نسلها و سبکها را کنار هم مینشاند تا خیالش از دروازه راحت باشد. در خط دفاعی، قلیچ سراغ نامهایی میرود که لرزه بر تن مهاجمان میانداختند. او با احترام از آندرانیک اسکندریان یاد میکند. مدافعی که هنوز هم بازیاش را ستایش میکند.
کنار او، محمد پنجعل

ی باکلاس و مستحکم را قرار میدهد. در جناحها هم مجتبی محرمی جنگنده را در سمت چپ و حسن نظری کلاسیک را در سمت راست مینشاند تا خطی بسازد که هیچکس به سادگی از سدش عبور نکند. برای خط میانی، قلیچ به سراغ مهرههای باهوش و تکنیکی میرود مانند محمد مایلیکهن، محسن عاشوری و ضیا عربشاهی. مثلثی برای بازیسازی و کنترل جریان بازی، اما در خط حمله، قلیچ یک استراتژی کلاسیک دارد: «دو تا نوک قدبلند.» او علی دایی را میگذارد و در کنارش، علی کریمی و ناصر محمدخانی تکنیکی را قرار میدهد تا این خط حمله، زهرچشم گرفتن از هر دفاعی را بلد باشد. این ۱۲ نفر (با احتسابِ دو دروازهبان) هیچگاه در یک زمان واحد کنار هم بازی نکردند. آنها ترکیبی از نسلهای مختلف و باشگاههای متفاوتاند. قلیچ با نگاهی به این لیست رویایی میگوید: «اینها بازیکنهای دلخواه من بودند. خیلی از آنها هیچوقت همتیمی نبودند؛ استقلالی یا پرسپولیسی، اما همه آنها اسطوره بودند و فوتبال آن زمان، فوتبال خالصی بود.»
کد خبر 1068861
-
مد لباس و آرایش زنان قاجاری چه بود؟
-
از اولین شوت تا آخرین سوت | خودمانی با وحید قلیچ، دروازهبان پیشکسوت سرخپوشان پایتخت
-
فوری | اولین تصاویر از عامل پرتاب کوکتل مولوتوف در میدان پونک + فیلم
-
تصاویری از جنازه نظامیان سعودی به هلاک رسیده توسط یمن | لحظه شلیک خمپاره و تیراندازی
-
پیام مهم فرمانده نیروی دریایی سپاه ؛ گلوی جهانخواران را رها نمی کنیم
-
کمیته حقیقتیاب سازمان ملل مسئول حمله به عروسی سیریک را معرفی کرد
-
رضا پهلوی: از محکوم نکردن حادثه میناب پشیمان نیستم | ویدئو
-
ستاره پرسپولیس با اشاره به کریخوانی استقلالی ها در آسیا: با یک برد اتفاق خاصی نیفتاده است | می توانستیم دربی را ببریم
-
پرتاب کوکتل مولوتوف به مردم در میدان پونک | دستگیری متهم با شلیک پلیس
-
فوری؛ قطعنامه تصویب شد | آمریکا بهدنبال اقدام جدید علیه ایران و روسیه
-
فوری | نائل ابوعبید ترور شد + عکس
-
نتانیاهو از چند ترور جدید خبر داد | برخی فرماندهان ترور شدند
-
سیلی سنگین به زنی که با دست بسته سوار ون پلیس میشد! + فیلم
-
خبرنگار پرستیوی توسط اسرائیل ربوده شد
-
شاهکار تاکتیکی پهپادها و موشکهای ایرانی | شکار مقر سازمان سیا CIA در ۲ کشور همسایه ایران | جزئیات بیسابقه خسارات
-
جنگ با ایران همین فردا باید تمام شود | همه به دنبال توافق با ایران هستند
-
وحشت در پرواز کرمانشاه ؛ بخشهایی از کابین هواپیما شکست + فیلم | ماجرا چه بود؟
-
این پزشک فراری را میشناسید؟ + ویدئو
-
فوری | استیضاح وزیر جنگ ترامپ کلید خورد | اتهامات چیست؟
-
فانفار؛ نخستین قرارِ تهرانیها با شهربازی
-
قصه مردی که تهران را زندگی کرده است | خاطرهبازی مسعود فروتن با خشایار راد
-
خاطره بازیگر معروف از درخت هزارساله
-
زیباکلام: عالیجناب نیستم! + فیلم